بایگانی برای موضوع 'شعر' Category

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

جمعه, 1 مرداد 1389

پریشانم
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
می‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت […]

<

زير چتر باران

یکشنبه, 5 خرداد 1387

زير چتر سبز باران
برگ لرزان درختان
آيد به يادم دوباره
كوچه باغ پرسه گاهان

 

مي تراويد از نگاهش
شور و شرم كودكانه
مي سرودم زير باران
از نگاه تو ترانه

 

اگر از آن همه شوق و آرزو
      مانده در قلب تو هم بگو بگو
               زمزمه كن همه را به گوش من
                                       تا بگيرم بوي باران
گل هميشه بهار من بيا
       با گل خنده […]

<

زندگی ساده است

پنجشنبه, 2 اسفند 1386

ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
و گفتن که سگ من نبود .
ساده است ستایش گلی

چیدنش واز یاد بردن که گلدان را آب باید داد .
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وا نهادن و گفتن که دیگر […]

<

همیشه چیز هایی برای نوشتن هست

جمعه, 13 مهر 1386

همیشه چیز هایی برای نوشتن هست
و همیشه چیز هایی برای خواندن
اما شاید بعضی وقت ها از سر اینکه چه کسی این نوشته ها را می خواند کمی تعمل می کنیم
و در نهایت نوشته ها مثل تصاویر از ذهن می گذرند
-
ترسی از خوانده شدن نیست
ترس از پنداشتی است که ذهن خلاق بدنبال آن می رود
-
و افسوس […]

<

پرتو آفتاب

پنجشنبه, 11 مرداد 1386

گاه آرزو می کنم که ای کاش برای تو پرتو آفتاب باشم
تا دست هایت را گرم کنم
و اشک هایت را بخشکانم
و خنده را به لبانت باز آرم
-
پرتو خورشیدی که اعماق تاریک وجودت را روشن کند
روزت را غرقه نور کند
یخ پیرامونت را آب کند
-
احمد شاملو

<

(اي کاش عشق را زبان سخن بود)

شنبه, 9 تیر 1386

آنکه مي گويد دوست ات مي دارم
خنياگر غمگيني ست
که آوازش را از دست داده است
-
اي کاش عشق را زبان سخن بود
-
هزار کاکلي شاد در چشمان توست
هزار قناري خاموش در گلوي من
-
عشق را اي کاش زبان سخن بود
-
آنکه مي گويد دوست ات مي دارم
دل اندوهگين شبي ست
که مهتابش را مي جويد
-
اي کاش عشق را زبان سخن […]

<

عشق

یکشنبه, 27 خرداد 1386

عشق عشق مي آفريند
عشق زندگي مي بخشد
-
زندگي رنج به همراه دارد
رنج دلشوره مي آفريند
-
دلشوره جرعت مي بخشد
جرعت اعتماد به همراه دارد
-
اعتماد اميد مي آفريند
اميد زندگي مي بخشد
-
زندگي عشق مي آفريند
عشق عشق مي آفريند
-
احمد شاملو

<