بایگانی برای موضوع 'شاملو' Category

زندگی ساده است

پنجشنبه, 2 اسفند 1386

ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
و گفتن که سگ من نبود .
ساده است ستایش گلی

چیدنش واز یاد بردن که گلدان را آب باید داد .
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتنش بی احساس عشقی
او را به خود وا نهادن و گفتن که دیگر […]

<

پرتو آفتاب

پنجشنبه, 11 مرداد 1386

گاه آرزو می کنم که ای کاش برای تو پرتو آفتاب باشم
تا دست هایت را گرم کنم
و اشک هایت را بخشکانم
و خنده را به لبانت باز آرم
-
پرتو خورشیدی که اعماق تاریک وجودت را روشن کند
روزت را غرقه نور کند
یخ پیرامونت را آب کند
-
احمد شاملو

<

(اي کاش عشق را زبان سخن بود)

شنبه, 9 تیر 1386

آنکه مي گويد دوست ات مي دارم
خنياگر غمگيني ست
که آوازش را از دست داده است
-
اي کاش عشق را زبان سخن بود
-
هزار کاکلي شاد در چشمان توست
هزار قناري خاموش در گلوي من
-
عشق را اي کاش زبان سخن بود
-
آنکه مي گويد دوست ات مي دارم
دل اندوهگين شبي ست
که مهتابش را مي جويد
-
اي کاش عشق را زبان سخن […]

<

عشق

یکشنبه, 27 خرداد 1386

عشق عشق مي آفريند
عشق زندگي مي بخشد
-
زندگي رنج به همراه دارد
رنج دلشوره مي آفريند
-
دلشوره جرعت مي بخشد
جرعت اعتماد به همراه دارد
-
اعتماد اميد مي آفريند
اميد زندگي مي بخشد
-
زندگي عشق مي آفريند
عشق عشق مي آفريند
-
احمد شاملو

<

میعاد

شنبه, 23 دی 1385

در فراسوی مرزهای تن ات تو را دوست می دارم
-
آینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده
روشنی و شراب را
آسمان بلند و کمان گشاده ی پل
پرنده ها و قوس قزح را به من بده
و راه آخرین را
در پرده یی که می زنی مکرر کن
-
-
در فراسوی مرز های تن ام
تو را دوست می […]

<

من مرگ را…

سه شنبه, 24 مرداد 1385

اینک موج ِ سنگین گذر ِ زمان است که در من می گذرد.
اینک موج ِ سنگین گذر ِ زمان است که چون جویبار آهن در من می گذرد.
اینک موج ِ سنگین گذر ِ زمان است که چون دریایی از پولاد و سنگ در من می گذرد.
-
-
-
در گذرگاه ِ نسیم سرودی دیگرگونه آغاز کردم
در گذرگاه ِ […]

<

عشق عمومی

سه شنبه, 13 تیر 1385

اشک رازی ست
لبخند رازی ست
عشق رازی ست
-
اشک ِ آن شب لبخند عشق ام بود
-
-
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
-
-
من درد ِ مشترک ام
مرا فریاد کن.
-
-
درخت با جنگل سخن می گوید
علف با صحرا
ستاره با کهکشان
و من با تو سخن می گویم
-
-
نام ات را به […]

<